معنی خشانیدن
5 بازدید
[ خَ دَ ] (مص) بدندان ریش کردن. (برهان قاطع): دریا دو چشم و بر دل آتش همی فزاید مردم میان دریا وآتش چگونه باید بی شک نهنگ دارد دل را همی خشاید ترسم که ناگوارد کایدون نه خرد خاید. رودکی سمرقندی. رجوع به خشا شود.
کلمات همقافیه با «خشانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر