معنی خشاریدن
6 بازدید
[ خُ / خَ دَ ] (مص) پیراستن درختی را. تبییت؛ خشاره کردن. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خشاریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر