معنی واژه خسوره
3 بازدید
[ خُ رَ / رِ ] (اِ) پدر شوی. (ناظم الاطباء) (برهان قاطع) (آنندراج). خُسُر پدرزن. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء): ز تیمار خوش و پند خسوره دلم شد آتش آگین چون تنوره.تاج بها. در حاشیهٔ برهان قاطع آمده است: که در سلطان آباد اراک rusoX نیز به همین معانی آمده است. به برهان قاطع ذیل کلمهٔ خسوره رجوع شود.