معنی واژه خسوردن
3 بازدید
[ خُ دَ ] (مص) بریدن و درو کردن علف و غله باشد. (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خسودن. (برهان قاطع). || سلام کردن. (ناظم الاطباء) (آنندراج). خوش و بش کردن. درود گفتن. || در آمدن. داخل شدن. (ناظم الاطباء).