معنی خسروشیرین
5 بازدید
[ خُ رَ / رُو ] (اِخ) نام یکی از کتابهای خمسهٔ نظامی گنجوی است.[ خُ رَ / رُو ] (اِ) نام یکی از آهنگهای موسیقی است.[ خُ رَ / رُو ] (اِخ) نام دیگر قصر شیرین است. رجوع به مجمل التواریخ گلستانه ج ۱ ص ۱۴۸ شود.[ خُ رَ / رُو ] (اِخ) نام قریه ای است هفت فرسنگی بیشتر میانهٔ شمال و مغرب آسپاس. (از فارسنامه ابن بلخی).[ خُ رَ / رُو ] (اِخ) نام رودخانه ای است در سرحد چهاردانگه ولایت قشقائی به فارس. آب آن شیرین و گوارا و اصل آن چشمه و در تنگ براق میانهٔ دزکرد و کامفیروز برودخانهٔ اوجاق و رودخانهٔ دزکرد می پیوندد. (یادداشت بخط مؤلف).[ خُ رَ / رُو ] (اِخ) نام یکی از اعمال ولایت جوین است. (یادداشت بخط مؤلف).[ خُ رَ / رُو ] (اِخ) دهی است از دهستان دز کرد بخش مرکزی شهرستان اقلید، واقع در ۸۰ هزارگزی باختر اقلید دامنه جنوبی کوه آب سیاه، دامنه، سردسیر، آب آن از چشمه، محصول آن غلات و حبوبات، شغل اهالی زراعت، راه فرعی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «خسروشیرین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر