معنی خستوان
7 بازدید
[ خُ تُ ] (اِ) اقرارکنندگان. اعتراف کنندگان. معترف شدگان . (برهان قاطع). جِ خستو. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خستوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر