معنی خستهروی
7 بازدید
[ خَ تَ / تِ ] (ص مرکب) صورت مجروح. رخسار مجروح. کنایه از مصیبت زدگی است که بر اثر آن مصیبت زدگان روی خود را می کنند و مجروح می کنند: همه کنده موی و همه خسته روی همه شاه گوی و همه شاه جوی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «خستهروی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر