معنی واژه خزری
3 بازدید
[ خَ زَ ] (ع اِ) دستارها از ابریشم غاژ کرده. (از منتهی الارب).[ خَ زَ ] (اِ) در قفقاز باد سرد که از شمال وزد. مقابل گیله باد که باد جنوب است و از جنوب وزد. (یادداشت بخط مؤلف).[ خَ ] (اِ) نام میوه ای است : رازقی و ملاحی و خزری بوزری و گلابی و شکری.نظامی.[ خُ ] (اِخ) نام والدین خزر الطبرانی است. (انساب سمعانی).[ خَ زَ ] (ص نسبی) منسوب به خزران که نام ملکی است. (غیاث اللغات) (آنندراج). منسوب به دربند خزران. (از انساب سمعانی): بخاری و خزری وگیلی و کرد بنان پاره هر چار هستند خرد.نظامی.