معنی خریطی
4 بازدید
[ خُ رْ رَیْ طا ] (ع اِ) ستیزه در گریه. سختی گریه. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). || پیه که از بیخ گیاه لخ برآرند. (منتهی الارب) (از تاج العروس).[ خَ طی ی ] (ع ص نسبی) خریطه ساز. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خریطی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طی» برای سرودن شعر