معنی واژه خریداری
2 بازدید
[ خَ ] (حامص) عمل خریدار. (یادداشت بخط مؤلف). ابتیاع. (ناظم الاطباء). - به چشم خریداری در چیزی نگریستن؛ با نهایت دقت در چیزی نظر انداختن، بدقت در چیزی توجه کردن. - بی خریداری؛ بازار نداشتن. کساد: بهر درم سر همت فرونمی آید ببسته ام در دکان ز بی خریداری. سعدی (کلیات چ مصفا ص ۷۴۱).