معنی واژه خرگواز
0 بازدید
[ خَ گُ / گَ ] (اِ مرکب) چوبی که خر و گاو را بدان رانند. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). چوب سیخ داری که بدان خر و گاو را رانند. (یادداشت بخط مؤلف). گواز که بدان خر رانند. (یادداشت بخط مؤلف). در حاشیهٔ برهان قاطع آمده است: این کلمه از «خر» بمعنی الاغ با گواز [ گواژ، جواز معرب آن ] ترکیب شده است : هست با خط تو خط چینیان چون خط بر آب هست با شمشیر تو اقدام شیران خرگواز. منوچهری. آنکه سَتَر بود و اسب زیر من اندر خر است وآنکه بدی تازنه در کف من خرگواز. لامعی. || گواز بزرگ. (یادداشت بخط مؤلف). اگر «خر» بمعنی «الاغ» (حیوان معروف) باشد نه بمعنی «بزرگ» بظاهر معنی گواز بزرگ صحیح نیست.