معنی خرگهی

معنی واژه خرگهی

4 بازدید
[ خَ گَ ] (ص نسبی) منسوب به خرگاه و خرگه. بهمهٔ معانی «خرگه» و «خرگاه» رجوع شود. رجوع به خرگاهی شود. || پردگی. (یادداشت مؤلف): نگار خرگهی بت روی چینی سهی سرو چمن بانوی چینی.نظامی. چو خسرو دید ماه خرگهی را چمن کرد از دل آن سرو سهی را.نظامی. سماع خرگهی در خرگه شاه ندیمی چند موزون طبع و دلخواه.نظامی. پیر آمد و زآنچه کرد بنیاد با آن بت خرگهی خبر داد.نظامی. چه ناله ها که رسید از دلم بخرمن ماه چو یاد عارض آن ماه خرگهی آورد.حافظ.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید