معنی خرنبار کردن
6 بازدید
[ خَ رَمْ کَ دَ ] (مص مرکب) بجوقی کسی را حمل کنند. (از اسدی). بجماعت کسی را بردارند. (یادداشت بخط مؤلف): یکی مواجر و بی شرم و ناخوشی که ترا هزار بار خرنبار بیش کرده عسس.لبیبی.
کلمات همقافیه با «خرنبار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر