معنی خرنبار
6 بازدید
[ خَ رَمْ ] (اِ مرکب) گردش شخص مجرم سوار بر خر در اطراف شهر و کوی و برزن. (از ناظم الاطباء). رجوع به خرانبار شود. || جمعیت و اجتماع و ازدحام. (از ناظم الاطباء). رجوع به خرانبار شود.
کلمات همقافیه با «خرنبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر