معنی واژه خرقهپوش
0 بازدید
[ خِ قَ / قِ ] (نف مرکب) درویش. صوفی. آنکه خرقه پوشد: خرقه پوشی در کاروان حجاز همراه ما بود. (گلستان). ای زاهد خرقه پوش تا کی با عاشق خسته دل کنی جنگ؟ سعدی (طیبات). در میان صومعه سالوس پرمعنی منم خرقه پوش خودفروش خالی از معنی منم. سعدی (بدایع). چه جای صحبت نامحرمست مجلس انس سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد.حافظ. || ژنده پوش. آنکه پارچه ها و لته ها بهم دوزد و پوشد.