معنی خرقهباز
7 بازدید
[ خِ قَ / قِ ] (نف مرکب) صوفی که با خرقه بوجد و حال آید و بدست افشانی و پایکوبی مشغول شود: زند زردشت نغمه ساز بر او مغ چو پروانه خرقه باز بر او.نظامی.
کلمات همقافیه با «خرقهباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر