معنی خرفع
4 بازدید
[ خِ فَ ] (ع اِ) بار درخت عشر است بلغت اهل یمن. گویند بعضی از این درخت هست که اگر کسی در سایه آن بخوابد تا قیامت بیدار نشود. (از برهان قاطع).[ خُ فُ ] (ع اِ) خِرْفَع. (دزی ج ۱ ص ۳۶۴). رجوع به خِرْفَع شود. آنچه در بار درخت عشر باشد و آن سوختهٔ چقماق اعراب است. (منتهی الارب). || پنبهٔ تباه بکارنیامدنی در غلاف خود. || آنچه از پنبه زده شده بکمان. (از منتهی الارب) (از لسان العرب) (از تاج العروس) (از اقرب الموارد).[ خِ فِ ] (ع اِ) پنبهٔ زده شده به کمان. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «خرفع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فع» برای سرودن شعر