معنی خرغون
5 بازدید
[ خَ ] (اِخ) نام شهری است. (از برهان قاطع) (از فرهنگ جهانگیری) (آنندراج): تا ابوبکر توئی چون قصب شکّرریز این یکی مؤذن خام آمده از خرغونا. منجیک (از لغت نامهٔ اسدی). دی در ره خرغون بیکی ساده پسر بر. سوزنی (از صحاح الفرس).
کلمات همقافیه با «خرغون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر