معنی خرطبیعت
6 بازدید
[ خَ طَ عَ ] (ص مرکب) احمق. نادان. (یادداشت بخط مؤلف): گاو خرف خوی خرطبیعت نادان جز که ز پهلوی خود کباب نیابد. ظهیرفاریابی.
کلمات همقافیه با «خرطبیعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر