معنی خرشیدن
6 بازدید
[ خُ رُ دَ ] (مص) خروشیدن. (یادداشت بخط مؤلف): فردا نروم جز بمرادت به جای سه بوسه بدهم شش شادی چه بود بیشتر زین خامش چه بوی بیا و بخْرش. ؟ (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی).
کلمات همقافیه با «خرشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر