معنی خرشید
6 بازدید
[ خُ ] (اِ) آفتاب روشن چه «خر» بدون واو بمعنی «آفتاب» و «شید» به یای مجهول بمعنی «روشن»، چون لفظ «خُر» تنها استعمال کنند متأخرین به واو نویسند و جهت امتیاز از لفظ خَر و چون با «شید» ضم کنند بدون واو نویسند. صاحب سراج اللغات نوشته که در لفظ خورشید واو معدوله است این را بی «واو» نباید نوشت. (از غیاث اللغات). صاحب «آنندراج» و «انجمن آرای ناصری» معتقدند که: «معنی ترکیبی این کلمه آفتاب و شید بمعنی روشنی است، چون خُر تنها استعمال کنند متأخرین به واو نویسند که با «خر» مشتبه نشود، چون با «شید» ضم کنند بی «واو» نویسند و بعضی اهل لغت چون خرشید را خرشاد با آباد قافیه کرده اند خطا یافته اند چنان دانسته که خرشاد نیز بمعنی خرشید و ندانسته اند که خرشید را اماله کرده و خرشاد و با آباد قافیه کرده اند چنانکه در فرهنگ آمده خطا است و آباد را اماله کرده اند «بید» شده و با خورشید قافیه است چنانکه روحانی گفته : گشته از فیض تابش خورشید کوه و دژ سبز و بوم و بر آبید. روحانی. از این قرار خرشاد غلط است و ظن غالب این است. خورشید. آفتاب. (ناظم الاطباء). رسم الخطی در خورشید است. (یادداشت بخط مؤلف). || روشنی آفتاب. (ناظم الاطباء).[ خُ ] (اِخ) نام دهکده ای بوده است بین ساری و اشرف. پس از عبور از ساری ابتداء به نارنج باغ می رویم تا پس از نارنج باغ به نکا و از نکا به اشرف رسیم، در این راه پیمایی چون بحدود یک ساعت خارج از نارنج باغ شویم ابتدا توسکلا را در بین جنگل می بینیم و یک ساعت بعد از آن والینوا دیده میشود و بعد دهکدهٔ خرشید در طرف راست بنظر می آید. (از مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص ۵۹).[ خُ ] (اِخ) ابوالقاسم. وی از اسپهبدان مامطیر بود و سه برادر داشت به نامان «قارن تابریانی» و «سهراب» و «شیرزاد». به حدود ۵۱۲ تا ۵۳۰ هـ . ق. میزیست. (از مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص ۱۴۷).[ خُ ] (اِخ) ابن دازمهر. وی آخرینِ حکام آل دابویه است که از سال ۸۸ تا سال ۱۱۶ هـ . ق. بر طبرستان حکم راند. (از مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص ۱۸۰).[ خُ ] (اِخ) ابن کیکاوس هژبرالدین. وی از حکام گوشواره بود. او بجای نوادهٔ خود مبارزالدین ارجاسف بحکومت گوشواره در اواخر قرن ششم هجری رسید. (از مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص ۱۴۸).[ خُ ] (اِخ) ابن گیل. نام دیگر وی دابویه است و او نخستینِ حکام طبرستان از خاندان آل دابویه میباشد. این خاندان را دابوان و آل گاوبره (گاوباره) نیز می نامند و بحدود ۱۰۴ بنابر قولی بر طبرستان حکم راندند ولی رابینو از روی سکه های آنان حدس زده است که دورهٔ حکومت آنان ۴۶ سال بیشتر نبوده. باری دورهٔ حکومت خرشیدبن گیل از ۵۰ تا ۶۶ هـ . ق. طول کشید. (از مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص ۱۳۴).
کلمات همقافیه با «خرشید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر