معنی خرشی

معنی خرشی

7 بازدید
[ خَ شی ی ] (ص نسبی) منسوب به خرشة. (از انساب سمعانی).
[ خَ شی ی ] (اِخ) خالدبن سلیمان بن عبداللََّه بن خالدبن سماک بن خرشة. وی را بجهت نسبت با «خرشة» جدش خرشی می خوانند. او از راویان بود و از پدرش نقل حدیث کرد و از او محمدبن طلحة تمیمی حدیث روایت نمود. (از انساب سمعانی).
[ خَ شی ی ] (اِخ) محمدبن عبداللََّه الخرشی المالکی، مکنی به ابوعبداللََّه. بسال ۱۰۱۰ هـ .ق. پا بعرصهٔ وجود گذارد و بسال ۱۱۰۱ هـ .ق. روی ازاین عالم برتافت. او نخستین کس بود که بر مشیخةالازهر متولی شد و او را بدانجهت «خرشی» می خوانند که از بلدهٔ ابوخراش ازنجیره مصر برخاست. خرشی از فقیهان باورع مذهب مالکی بود و او راست: شرح بر مختصر سیدخلیل در فقه مالکی موسوم به «شرح صغیر» و دیگر «شرح کبیر» که آن نیز بر متن خلیل است در فقه مالکی، دیگر «الفرائد السنیة شرح المقدمة السنوسیه» در توحید. مرگ او بقاهره اتفاق افتاد. (از اعلام زرکلی ج ۳ ص ۹۳۴) (از معجم المطبوعات).

کلمات هم‌قافیه با «خرشی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید