معنی خرشته
6 بازدید
[ خَ رَ تَ / تِ ] (ص) خرامیده. با ناز و سرکشی رونده. (ناظم الاطباء) (انجمن آرای ناصری) (آنندراج). || (اِمص) خرام و خرامیدن. براه رفتن از روی ناز و سرکشی. (برهان قاطع).[ خَ رِ تَ / تِ ] (اِ) نوعی از سلاح. || سقف هلالی. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خرشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر