معنی خرسوار
7 بازدید
[ خِ ] (ص مرکب، ق مرکب) مانند خرس. شبیه خرس : بر خواب و خورد فتنه شدستند خرس وار تا چند گه چنو بخورند و فرومرند. ناصرخسرو.[ خَ سَ ] (اِ مرکب) آنکه بر خر سوار است. حَمّار. (یادداشت بخط مؤلف): به اره مر خر دجال را میان ببرم که خر سوار بیندازد از نهیب عصا.سوزنی.
کلمات همقافیه با «خرسوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر