معنی خرزن
5 بازدید
[ خَ زَ ] (اِ مرکب) تازیانه که بدان خر را رانند. (انجمن آرای ناصری) (آنندراج): شیر غران هیزمش را می کشید بر سر هیزم نشسته آن سعید تازیانه ش مار نر بود از شرف مار را بگرفته چون خرزن بکف. مولوی (مثنوی، در مدح شیخ ابوالحسن خرقانی).
کلمات همقافیه با «خرزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر