معنی خردگوش
6 بازدید
[ خُ ] (ص مرکب) آنکه گوش خرد و کوچک دارد. (یادداشت بخط مؤلف). اَسْک. (تاج المصادر بیهقی). اَصْمَع. اَقْنَف. اَصَک. حُذُنّة. سُکاکة.
کلمات همقافیه با «خردگوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر