معنی خردنامه
5 بازدید
[ خِ رَ مَ / مِ ] (اِ مرکب) نامهٔ خرد. کتاب فلسفی. کتاب حکمت : چو پرداخت زین درج در خامه را پذیرفت شاه آن خردنامه را.نظامی. خردنامه ها را ز لفظ دری به یونان زبان کرد کسوتگری.نظامی. نویسد خردنامهٔ ارجمند ز هر نوع دانش ز هر گونه پند.نظامی.
کلمات همقافیه با «خردنامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر