معنی خردسالی
6 بازدید
[ خُ ] (حامص مرکب) صِغَر سن. (یادداشت بخط مؤلف). حالت خردسال : نام و نسبت بخردسالیست نسل از شجر بزرگ حالیست.نظامی.
کلمات همقافیه با «خردسالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر