معنی خرددست
5 بازدید
[ خُ رْدْ، دَ ] (اِ مرکب) مچ و شخص کیسه بر. (ناظم الاطباء). || بند دست. پیوند دست. (آنندراج). || نوعی از بازی کودکان که دستها در هم می کنند. (ناظم الاطباء) (از آنندراج). || (ص مرکب) خرد دندان؛ دست کوتاه. کوچک دست. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خرددست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر