معنی خردخان
6 بازدید
[ خُ ] (ص مرکب) پراگنده. منتشر. پاشیده. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ شعوری ورق ۳۹۹).
کلمات همقافیه با «خردخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر