معنی خرخره کردن
5 بازدید
[ خَ خَ رَ / رِ کَ دَ ] (مص مرکب) تیمار کردن اسب. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خرخره کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر