معنی خرخدا
6 بازدید
[ خَ خُ ] (اِ مرکب) صاحب خر. خربان : بر دوش خر دو لنگه بود گرز خرخدا بر دوش من ز چرخ دوصد لنگه بارها.؟ || نام حشره ای خرد است. خرخاکی. هدبه. حمارالبیت. حمارالارض. حمارقبان. عیرقبان. رجوع به خرخاکی شود.
کلمات همقافیه با «خرخدا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دا» برای سرودن شعر