معنی خرجوش
5 بازدید
[ خَ ] (معرب، اِ) معرب خرگوش است و آن رستنی است. در ترجمهٔ صیدنه آمده است: بپارسی خرگوش گویند و در بلاد فرغانه گوش یندودس گویند. او را در بلاد عرب السنةالغنم گویند و بعضی او را هفت سو گویند و منبت او در بستانها و مرغزارها و زمینهای نمناک باشد و در شورستانها نیز بود و آن دو نوع بود، یک نوع برگ او خرد بود و تنک و نبات او را پیوندها بسیار بود و بر روی زمین گسترده بود و نوع دیگر را برگ پهن بوده و نبات او بزرگتر باشد و رنگ شاخ او سرخ بوده بر او پیوندها بود و از میانهٔ قصب او تا سر او تخم پر باشد و لون تخم او سرخ بوده و بیخ او نرم باشد و آگنده و جرم او متخلخل نباشد و سطبری او به اندازهٔ انگشت باشد. بعربی لسان الحمل گویند.[ خَ ] (اِخ) نام کوچه ای است به نیشابور. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «خرجوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر