معنی خرانبار کردن
4 بازدید
[ خَ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) جمعیت و هجوم کردن مردم بجهت کاری. || جماع کردن چند شخص با یکنفر. || فتنه و آشوب کردن. || شلتاق کردن. || کسی را جهت رسوایی بر خر سوار کردن و در شهر و محلات گردانیدن.
کلمات همقافیه با «خرانبار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر