معنی خراجو
6 بازدید
[ خِ جُ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش دهخوارقان شهرستان تبریز. واقع در چهارهزارگزی جنوب این بخش و سه هزارگزی شوسهٔ تبریز به دهخوارقان. این ناحیه در جلگه واقع است با آب و هوای معتدل و ۷۲ تن سکنهٔ ترک زبان. دهکدهٔ مزبور از رود آذرشهر مشروب میشود و محصولاتش: غلات، بادام و کنجد می باشد. اهالی بکشاورزی و گله داری گذران میکنند و راه آن ارابه رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ خِ جُ ] (اِخ) دهی است از دهستان دیزجرود بخش عجب شیر شهرستان مراغه. واقع در پنج هزارگزی شمال خاوری عجب شیر و سه هزارگزی شمال خاوری شوسهٔ آذر شهر بمراغه. این دهکده در دره واقع است با آب و هوای معتدل و مالاریائی. دارای ۱۶۳ تن سکنه میباشد که ترک زبانند. آب آن از چشمه و محصولاتش: غلات، کشمش، بادام و حبوبات است اهالی به کشاورزی گذران می کنند. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ خِ جُ ] (اِخ) دهی است از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه. واقع در سی هزارگزی جنوب خاوری مراغه و دوهزارگزی شمال جادهٔ ارابه رو مراغه به قره آغاج و سراسکند. این ناحیه کوهستانی است با آن و هوا معتدل و دارای ۷۶۶ تن سکنه که ترک زبانند. آب آن از رودخانهٔ لیلان و چشمه است و محصولاتش: غلات و چغندر و توتون و بادام و نخود می باشد. اهالی بکشاورزی گذران می کنند و از صنایع دستی جاجیم می بافند. راه آن مالروست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «خراجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر