معنی خدریة
6 بازدید
[ خَ ری یَ ] (ع ص، اِ) مؤنث خدری. خرمادهٔ سیاه. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «خدریة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر