معنی خدباء
5 بازدید
[ خَ ] (ع ص) مؤنث اخدب است و بمعانی زیر آمده: زن احمق. || زن دراز. || شتابکار. || خودسر و خودرأی. (منتهی الارب) (آنندراج). || نعت است سلاحی را که جای ریش آن وسیع است. (از متن اللغة). - حربة خدباء؛ حربهٔ بسیار بران که زخم را فراخ کند. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). - ضربة خدباء؛ ضربه ای تا جوف رسیده باشد. (از منتهی الارب). || نعت است برای زره فراخ و نرم. (از منتهی الارب) (از متن اللغة) (از مهذب الاسماء). منه: درع خدباء؛ زره فراخ و زره نرم. || گزنده از حیوانات. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «خدباء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر