معنی خداوندگاری
4 بازدید
[ خُ وَ دِ ] (حامص) حالت خداوندگار بودن. در اطلاقات این کلمه بصورت اسمی بخود می گیرد و خطابی است که کهتران بمهتران یا فرزندان بپدران یا رعایا بشاه و امیران و بیگ ها میکنند. || استقلال. حکومت. داوری. پادشاهی. سلطنت. (از ناظم الاطباء). || (ص نسبی) منسوب بخداوندگار بودن، یعنی شاهی و امیری. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خداوندگاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر