معنی خدابخش‌خان کیوانلو

معنی خدابخش‌خان کیوانلو

5 بازدید
[ خُ بَ نِ کِ ] (اِخ) نام یکی از خان های معروف است که در خدمت شاهرخ میرزا نوهٔ نادرشاه افشار بود و چون احمدخان ابدالی با سیصدهزار تن از افغانان و هزاره و بلوچ و مردم هندوستان و ۶۰۰ زنجیر فیل قصد تسخیر مشهد و مقر دولت شاهرخی کرد و در گل شور دو فرسخی مشهد اردو زد. جمعی از خانان و سرکردگان کردان و غیره مانند: محمد حسین خان کرد قراچورلو و جعفرخان زعفرانلو و فضعلی خان کرد و خدابخش خان کیوانلو و رضا قلی خان خرده اویماق و غیر ایشان بجهت حفظ ناموس خود از شاهرخ میرزا تقاضای مرخصی کرده بمقام و منزل خود شتافتند. در این معرکه نصراللََّه پسر شاهرخ میرزا مردانگی ها و بسالتها نمود که مورد اعجاب و تحسین احمدخان ابدالی گردید. او با تنی چند قلیل چند بار بسپاه افغان زد و سرو زنده بسیار از آن ها گرفت و سرانجام این مردانگی ها بدانجا کشید که احمدخان ابدالی با شرایط بسیار سهلی مصالحه کرد و بقندهار رفت. (از گلشن مراد بنقل تعلیقهٔ مجمل التواریخ گلستانه ص ۳۱۷).

کلمات هم‌قافیه با «خدابخش‌خان کیوانلو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید