معنی خداآفرین
6 بازدید
[ خُ فَ ] (ن مف مرکب) غیرمصنوع. قُدرَتی. طبیعی. غیرمکتسب. جبلی. فطری. (یادداشت بخط مؤلف): شرم خداآفرین بر دل اوغالبست شرم نکوخصلتی است در ملک محتشم. منوچهری.[ خُ فَ ] (اِخ) (پل...) نام پلی است بروی ارس. حمداللََّه مستوفی گوید: پل خداآفرین بر آب ارس در حدود زنگیان است و بکربن عبداللََّه صاحب رسول صلی اللََّه علیه و سلم ساخت در سنهٔ خمس عشر هـ .ق . (از نزهة القلوب چ لیدن ص ۸۸). رجوع به پل خداآفرین در این لغت نامه شود.[ خُ فَ ] (اِخ) نام یکی از بخشهای ششگانهٔ شهرستان تبریز است. این بخش از جهت موقعیت مرزی تابع شهرستان تبریز می باشد و در قسمت شمالی شهرستان اهر و کنار رودخانهٔ ارس و در مرز ایران و شوروی قرار دارد و حدود آن بشرح زیر است: شمال رودخانه ارس؛ جنوب و خاور بخش کلیبر؛ باختر بخش ورزقان. این بخش در قسمت جنوب و جنوب خاوری کوهستانی و هوای آن نسبتاً معتدل می باشد، ولی در قسمت شمالی و جنوب باختری که کنار رودخانهٔ ارس است، جلگه ای و هوای آن گرمسیریست؛ بطوری که در فصل تابستان سکونت در آنجا مشکل می باشد. این نقطه، محل قشلاقات ایل حاجی علیلو است. محصولات آن غلات و پنبه و ابریشم می باشد، اما قسمت باختری بخش منطقه ای جنگلی است. آب قراء تابع این بخش معمولاً از چشمه ها و رودخانه های محلی است که اکثر آن ها از رودخانهٔ ارس و کلیبرچای منشعب می شود. بخش خداآفرین از دو دهستان بشرح زیر تشکیل شده است: دهستان کیوان شامل ۴۰ آبادی و دارای ۴۹۶۹ تن سکنه و دهستان سنجوان حاوی ۶۳ آبادی و دارای ۸۴۶۴ تن سکنه. بنابر آمار فوق بخش خداآفرین از دو دهستان با ۱۰۳ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل می یابد که جمعاً دارای ۱۳۴۳۳ تن سکنه میباشد. مشخصات هر یک از دهستان های تابع بخش در جای خود شرح داده خواهد شد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ خُ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کیوان بخش خداآفرین شهرستان تبریز. واقع در ۳۳هزارگزی شمال کلیبر و ۳۴هزارگزی شوسهٔ اهر به کلیبر. مختصات جغرافیائی: طول ۴۶ درجه و ۵۶ دقیقه و ۴۰ ثانیه، عرض ۴۹ درجه و ۸ دقیقه و ۲۳ ثانیه، اختلاف ساعت آن با تهران ۱۷ دقیقه و ۵۲ ثانیه. این ناحیه در جلگه واقع و گرمسیری و خالی از سکنه است که فقط در فصل زمستان و پائیز ایلات در آنجا سکونت می کنند. آب آن از رودخانهٔ ارس و محصولاتش غلات، برنج، پنبه و ابریشم است. خداآفرین راه مالرو دارد و دارای پل قدیمی بروی رودخانهٔ ارس می باشد که اغلب برای مذاکره مرزبان مورد استفاده قرار می گیرد. اهالی ادارات دولتی در تابستان از شدت گرما و امراض گوناگون و پشه و مار و غیره نمی توانند در آن جا سکونت کنند، بطوری که محل بخشداری خداآفرین در آبادی عربشاه خان و ادارهٔ مرزبانی و نمایندهٔ آمار در آبادی خمارلو می باشد. این محل قشلاق ایل حاجی علیلوست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ خُ فَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان بوق شهرستان رفسنجان. واقع در سی هزارگزی شمال باختری رفسنجان و چهارهزارگزی باختری راه مالرو رفسنجان به بافق. بدانجا دو خانوار سکونت دارند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ خُ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رقه بخش بشرویهٔ شهرستان فردوس. واقع در ۳۲هزارگزی باختر بشرویه بر سر راه مالرو عمومی یخاب به خداآفرین. این ناحیه کوهستانی و گرمسیر و دارای سی تن سکنهٔ فارسی زبان است. آب آن از قنات و محصولاتش غلات، پنبه، ارزن و سردرختی و ابریشم است. اهالی بکشاورزی و کرباس بافی گذران می کنند. راه آنجا مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ خُ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رقه بخش بشرویهٔ شهرستان فردوس. واقع در ۳۲هزارگزی باختر بشرویه بر سر راه مالرو عمومی یخاب به خداآفرین. این ناحیه کوهستانی و گرمسیر و دارای سی تن سکنهٔ فارسی زبان است. آب آن از قنات و محصولاتش غلات، پنبه، ارزن و سردرختی و ابریشم است. اهالی بکشاورزی و کرباس بافی گذران می کنند. راه آنجا مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «خداآفرین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر