معنی خجل یافتن
6 بازدید
[ خَ جِ تَ ] (مص مرکب) شرمسار یافتن. خجلت کشیده یافتن. شرم زده یافتن. شرمگین یافتن. خجل دیدن : چو خسرو را بخواهش گرم دل یافت مروت را در آن بازی خجل یافت.نظامی.
کلمات همقافیه با «خجل یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر