معنی خجل شدن
6 بازدید
[ خَ جِ شُ دَ ] (مص مرکب) شرمسارشدن. سرافکنده شدن. خجلت کشیدن. شرمساری بردن. آزرم کردن. شرم زده شدن : آن یهودی شد سیه روی و خجل شد پشیمان زین سبب بیمار دل.مولوی. خجل شوند کنون دختران مصر چمن که گل ز خار برآید چو یوسف از زندان. سعدی. یکی قطره باران ز ابری چکید خجل شد چو پهنای دریا بدید. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «خجل شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر