معنی خجسته‌پی

معنی خجسته‌پی

4 بازدید
[ خُ جَ تَ / تِ پَ / پِ ] (ص مرکب) مبارک قدم. (از آنندراج). پی خجسته. فرخ پی. نیک پی. مبارک پی. فرخ پی. فرخنده پی. خوشقدم. میمون النقیبة: خجسته پی و نام او زردهشت که اهرمن بدکنش را بکشت.دقیقی. خجسته بادت عید ای خجسته پی ملکی که با سیاست سامی و با هش هوشنگ. فرخی. امیر بر سپه و بر ملک خجسته پی است بچند فتح ملک را خدای کرد ضمان.فرخی. باز بر ما وزید باد شمال آن شمال خجسته پی مرکب.فرخی. گفتم کدام شاه نشان ده مرا بدو گفتا خجسته پی پسر خسرو زمان.فرخی. بخت من رهبری خجسته پی است کس ندارد چو بخت من رهبر.فرخی. گفتم که نام صاحب و نام پدرش چیست گفتا یکی خجسته پی احمد یکی حسن. فرخی. فرخ فری که بر سرش از ماه و آفتاب چتر است چون دو بال همای خجسته پی. منوچهری. زین استوار کار وزیر خجسته پی این دولت خجسته چو کوه استوار باد. مسعودسعد. این نامه که نامدار وی باد بر دولت وی خجسته پی باد.نظامی. || آنکه فرزندان خوب بجا گذارد. آنکه از او اعقاب محترم بجای ماند.

کلمات هم‌قافیه با «خجسته‌پی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «پی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید