معنی خجستهپرگار
6 بازدید
[ خُ جَ تَ / تِ پَ رْ ] (اِ مرکب) پرگار خجسته و مبارک. کنایه از دوران و حرکت دوری خوش و خجسته است : بود اول آن خجسته پرگار نام ملکی که نیستش یار.نظامی.
کلمات همقافیه با «خجستهپرگار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گار» برای سرودن شعر