معنی خجستهسیر
6 بازدید
[ خُ جَ تَ / تِ یَ ] (ص مرکب) مبارک سیرت. فرخنده سیرت. فرخ سیرت. مبارک منش. میمون سیر. نکوسیر: ایا فرنگی خورشید چهرهٔ چالاک خلیفه لفظ شما را نمیکند ادراک سرم فدای تو ای ایلچی خجسته سیر مگو زبان فرنگی بگو زبان دگر. (از تعزیهٔ ورود بشام خطاب وزیر یزید بفرستادهٔ فرنگی).
کلمات همقافیه با «خجستهسیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر