معنی خثاره
5 بازدید
[ خُ رَ ] (ع اِ) بقیهٔ چیزی. (از ناظم الاطباء) (آنندراج). بقیة الشی ء. || آنچه از قیماق شیر باقی میماند. (از اقرب الموارد). || شوریدگی دل. || تباهی عقل (آنندراج). || (مص) مصدر دیگری است از خثر رجوع به خثر شود.
کلمات همقافیه با «خثاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر