معنی خثارم
6 بازدید
[ خُ رِ ] (ع ص) مرد فال گیرنده از هرچیزی. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). متطیر. (معجم الوسیط) (متن اللغة): امضی فی ذلک الطریق اذا صد عنه الخثارم. (معجم الوسیط). || سطبر لب. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). الغلیظ الشفه. (از اقرب الموارد) (متن اللغة) (معجم الوسیط).[ خُ رِ ] (اِخ) نام پدر عمرو بجلی عم کمیت است. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «خثارم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر