معنی خبزدو
6 بازدید
[ خَ بَ ] (اِ) جانوری است شبیه به جعل و بعضی گویند جعل است که سرگین گردانک باشد و بعضی گویند رتیلا است که خایه گیر باشد و آن جانوری است شبیه بعنکبوت. (برهان قاطع) (آنندراج) (صحاح الفرس). خنفساء. (صحاح الفرس) (ذخیرهٔ خوارزمشاهی) (مهذب الاسماء). خبزدوک. خاله سوسکه. گوگال. رجوع به خبزدوک شود: آن روی و ریش پرگه و پر بلغم و خدو همچون خبزدویی که کنی زیر پای پخچ. لبیبی. چون خبزدو گردی اندر مستراح از بهر خور نحل وار از بهر خوردن رو یکی در بوستان. سنائی.
کلمات همقافیه با «خبزدو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دو» برای سرودن شعر