معنی خبر رفتن
6 بازدید
[ خَ بَ رَ تَ ] (مص مرکب) اشاعه یافتن خبری در محلی. منتشر شدن خبری، در جایی. پخش گشتن خبر در موضعی. انتشار یافتن خبری در مکانی : موضعی در همه آفاق ندانم امروز کز حدیث من و حسن تو خبر می نرود. سعدی (طیبات).
کلمات همقافیه با «خبر رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر