معنی خبر آمدن
6 بازدید
[ خَ بَ مَ دَ ] (مص مرکب) اطلاع آمدن. از مطلبی آگهی بدست آمدن. مطلع شدن : بعاقبت خبر آمد که مرد ظالم مرد بسیم سوختگان زرنگار کرده سرای.سعدی. مه دو هفته اسیرش گرفت و بند نهاد دو هفته رفت که از وی خبر نیآمد بیش. سعدی (خواتیم). یا مسافر که درین بادیه سرگردان شد دیگر از وی خبر و نام و نشان می آید. سعدی (بدایع).
کلمات همقافیه با «خبر آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر